روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

37

رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )

الفصل الثالث فى بيان الحالات « 1 » اعلموا اخوانى - زادكم اللّه اسرار الحالات - كه حالات « 2 » مردان را حد و نهايت نيست ، زيرا كه متصرف تجلى وجود حق است ، و آن را غايت نيست . و معدن تجلى به مثال بحر است ، و واردات به مثال نهر است ، و قلوب اصفيا به مثال وادىهاست . چون از دريا موج برآيد ، از لجّهء بحر لطمات بحر به نهر درآيد ، و همهء وادى و صحرا پرآب كند ، و در صحرا و كوهسار « 3 » صد هزار گل و لاله برويد ، كه از آن هر يكى مرهم دردى باشد . اگرچه آب يكى است ، اما نبات متلون است . همچنين است صفات « 4 » حالات كه به جان مردان حق درآيد ، و آن واردات تجلى است كه به مثال نهر است ، كه از بحر وجود به صدمات عظمت به صحراى دل صادقان درآيد ، و چندين هزار شكوفهء اسرار بروياند - چون گل محبت ، و ياسمين مودت ، و عبهر صفا ، و لالهء عشق ، و بهار اشتياق ، و رياحين مكاشفت ، و نسرين مشاهدت ، و هر دلى به قدر مياه سعادت ، كه از بحر « 5 » شفقت حق به دو مىرسد ، نور حقايق مىروياند ، و از آن شكوفه‌ها كه از تأثير مزن « 6 » الفت است ، عرق درد به سوى « 7 » جويبار ديده‌ها مىگذرد ، چنان كه اللّه تعالى فرمود « 8 » : أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها ( 13 / 17 ) . و بدان كه روح « 9 » بنىآدم چون در گل آدم بنهادند ، و عرايس ارواح در آن معادن محبوس كردند ، و ابواب قلوب به عوارض شهوات مسدود كردند - از براى امتحان - تا آن مرغ

--> ( 1 ) - الف ، ب ، د : الاحوال ( 2 ) - د : حالت ( 3 ) - الف : كهسار ( 4 ) - د : صفت ( 5 ) - د : نواخت ( 6 ) - ابر ( فرهنگ معين ) ( 7 ) - د : به سبوى ( 8 ) - د ، ج : گفت ( 9 ) - الف ، ب ، ج : دل